روز استاد گرامی باد ...

آموزگارم ، تو باغبانی / می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی

با درسهایت دیو جهالت از من گریزد / اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی

من غرقه بودم در بحر غفلت / دستم گرفتی  ای ناجی من

من همچو قایق ، تو بادبانی / بر خوان ِ
دانش من میهمانم

 تو ای معلم ، خود میزبانی / کار تو باشد، ارشاد انسان / همکار ِ  خوب ِ  پیغمبرانی

برگزاری همایش نوروز در دانشگاه جهرم با همکاری انجمن باغبانی

همایش نوروز به همت گروه فرهنگ و ادب بسیج دانشجویی و با همکاری انجمن علمی مهندسی علوم باغبانی دانشگاه جهرم با حضور دکتر بهرام شعبانی ریاست دانشگاه، دکتر جباره، دکتر آسوده و جمعی از اساتید برگزار گردید.

ادامه نوشته

هفته وحدت گرامی باد

میلاد رهایی بخش انسان ها، پرچم دار آزادی و آزادگی و رهنمای سعادت واقعی، حضرت محمّد مصطفی (ص) بر دانشجویان عزیز خجسته باد.

ادامه نوشته

عقل کسی کامل نیست مگر ...

امام رضا (ع) می فرمایند: عقل کسی کامل نیست مگر اینکه در او ده خصلت باشد: از او امید خیر برود، مردم از شر او در امان باشند، کار خوب دیگران را بزرگ بشمارد - گرچه کوچک باشد، کار خوب خود را کم بشمارد- گرچه زیاد باشد، از مراجعه دیگران برای احتیاجاتشان خسته نشود، در طول زندگی از طلب علم خسته و دلسرد نشود، فقر در راه خدا را از ثروت بیشتر دوست بدارد، ذلّت در راه خدا از عزّت در کنار دشمن خدا برایش محبوب تر باشد، و میل او به گمنامی از مشهور شدن بیشتر باشد. اما خصلت دهم که خیلی مهم است این است: همه را از خود بهتر و پرهیزگارتر ببیند. وقتی شخص بد و پستی را ببیند، بگوید او بهتر از من است، زیرا چه بسا خیر او در درونش پنهان است، بر خلاف خیر من که ظاهر است. و اگر فردی را ببیند که از خودش بهتر و پرهیزگارتر است، برای او تواضع کند تا به درجه او برسد. و چون این خصلت را دارا شد، بزرگواری اش بالاتر می رود، خیر و خوبی اش بهتر و پاکتر می‌گردد، پاداش نیکو دریافت می‌کند و سرور اهل زمان خود می‌شود.
منبع: خبرآنلاین

آيين نامه انتخاب و معرفي دانشجوي نمونه


به منظور شناسايي و معرفي الگوي مناسب دانشجويي، افزايش مراتب معنوي و تشويق دانشجويان در پايبندي به هويت ملي و گسترش اصول و ارزشهاي اسلامي واخلاق حرفه اي و با هدف افزايش تحرك، نوآوري و شادابي اجتماعي و شناسايي استعدادهاي برتر علمي و فرهنگي در بين دانشجويان، آيين نامه انتخاب و معرفي دانشجوي نمونه تدوين گردیده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه

"آيين نامه انتخاب و معرفي دانشجوي نمونه" را از اینجا دریافت کنید.

غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد!

غدیر، آنجاست که شاخه‏ هاى على علیه‏ السلام و محمد صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله به اتصال پیوندى به نام فاطمه علیهاالسلام اوج ميگیرد و دوازده میوه امامت از شجره طیبه ‏شان، به دامان عاشقان مي افتد.

مردم! بگویید به باد، به باران، به آفتاب و به آب که اینک على علیه ‏السلام ، جانشین من است و در عبور روز و شب، ماه و خورشید، این‏چنین جایگاه خود را عوض م‏يکنند تا تاریکى، رهروانشان را نبلعد.

اینک، تنها وصى محمد صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ، بر سکّوى قلب‏ها، نشان افتخار و امامت را به سینه نورانى خویش مي ‏آویزد تا عشق را دست به دست بچرخانند و به مقصد برسانند.

آن روز، آنچه در ذهن محمد صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله مي گذشت، اتصال راه‏ هاى زمین به آسمان بود.

منبع: لادستان

تبریک به مناسبت نیمه شعبان + آهنگ و کلیپ های مرتبط


بیا موعود هنگام قیام است / جهان مجروح یک جو التیام است

زمان لبریز شوق و انتظار است / زمین بر رجعتت امّیدوار است

 

میلاد آخرین شکوفه ی باغ احمدی، حضرت مهدی(عج) مبارک.

 

لینک های مرتبط:

آهنگ پیام صلح (علیرضا افتخاری)

آهنگ عطر نرگس (علی لهراسبی)

آهنگ فردای روشن (احسان خواجه امیری)

آهنگ تا تو برگردی (پرویز طاهری)

کلیپ زیبای چشم امید


منابع: تبیان - هراز نیوز - رادیو ازبکی - آپارات

تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه

شعبان شــد و پیک عشق از راه آمد

عطـــــر نفــس بقـــــــــــــــــية الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حســـــين

يك ماه و سه خورشید در اين ماه آمد

 

حلول ماه مبارک شعبان و ولادت با سعادت اخترهای تابناک آسمان ولایت

حضرت امام حسین (ع) ،

حضرت ابوالفضل العباس (ع) ،

و حضرت زین العابدین (ع)

حماسه سازان عرصه ایثار و حماسه

مبارک باد

منبع: تبیان

یاد استاد بسیجی شهید چمران گرامی باد + زندگی نامه شهید از زبان خودش

گوشه هایی از وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران

" ... به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم.

عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.  

عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

 برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، كه مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می كنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم ... "

کلیپ های صوتی

شهید چمران از زندگی خودش، دوران تحصیلات از ابتدایی تا فارغ التحصیلی در رشته فیزیک اتمی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا  می گوید :

دانلود


مناجات نامه شهید چمران با خداوند با صدای خود شهید :

دانلود


  منابع: سایت شهید چمران – تبیان

تبریک به مناسبت ولادت امام علی (ع) و روز پدر

پدر که باشی ؛ با تمام سختی ها و مشقت های روزگار، با دیدن غم فرزندت می گویی : "نگران نباش ، درست می شود. خیالت تخت ، من پشتت هستم "

پدر که باشی ؛ سردت می شود اما کت بر شانه ی پسر می اندازی.

چهره ات خشن می شود و دلت دریایی. آرام نمی گیری تا تکه نانی نیاوری.

پدر که باشی ؛ عصا می خواهی ولی نمی گویی.  هرروز، خم تر از دیروز، جلوی آینه تمرین محکم ایستادن می کنی.

پدر که باشی ؛ به جرم پدر بودنت، حکم همیشه دویدن برایت می بُرند. بی اعتراض به حکم فقط می دوی. بی رسیدن ها می دوی و در تنهایی ات نفسی تازه می کنی.

کوچیک که بودیم به خاطر خطاهایمان از نگاه غضب آلودت به آغوش مادر پناه می بردیم ولی حالا  فهمیدیم در پشت آن نگاه محبتی پنهان بود که آن آغوش گرم بدون نگاه تو معنایی نداشت.

با تسلیت سالروز ارتحال امام خمینی (ره)،

میلاد مولود کعبه و روز پدر را گرامی می داریم.

منابع: پاسخگو - شطحیات هرزه گرد - شرق

تبریک به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر

آسمان را گفتم
مي تواني آيا
بهر يک لحظه ي خيلي کوتاه
روح مادر گردي
صاحب رفعت ديگر گردي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
کهکشان کم دارم
نوريان کم دارم
مه و خورشيد به پهناي زمان کم دارم

***

خاک را پرسيدم
مي تواني آيا
دل مادر گردي
آسماني شوي و خرمن اخترگردي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم

***

اين جهان را گفتم
هستي کون و مکان را گفتم
مي تواني آيا
لفظ مادر گردي
همه ي رفعت را
همه ي عزت را
همه ي شوکت را
بهر يک ثانيه بستر گردي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
آسمان کم دارم
اختران کم دارم
رفعت و شوکت و شأن کم دارم
عزت و نام و نشان کم دارم

***

آن جهان را گفتم
مي تواني آيا
لحظه اي دامن مادر باشي
مهد رحمت شوي و سخت معطر باشي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
باغ رنگين جنان کم دارم
آن چه در سينه ي مادر بود آن کم دارم

***

روي کردم با بحر
گفتم او را آيا
مي شود اين که به يک لحظه ي خيلي کوتاه
پاي تا سر همه مادر گردي
عشق را موج شوي
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
بيکران بودن را
بيکران کم دارم
ناقص و محدودم
بهر اين کار بزرگ
قطره اي بيش نيم
طاقت و تاب و توان کم دارم

***

صبحدم را گفتم
مي تواني آيا
لب مادر گردي
عسل و قند بريزد از تو
لحظه ي حرف زدن
جان شوي عشق شوي مهر شوي زرگردي


گفت ني ني هرگز
گل لبخند که رويد زلبان مادر
به بهار دگري نتوان يافت
در بهشت دگري نتوان جست
من از آن آب حيات
من از آن لذت جان
که بود خنده ي او چشمه ي آن
من از آن محرومم
خنده ي من خاليست
زان سپيده که دمد از افق خنده ي او
خنده ي او روح است
خنده ي او جان است
جان روزم من اگر، لذت جان کم دارم
روح نورم من اگر، روح و روان کم دارم

***

کردم از علم سوال
مي تواني آيا
معني مادر را
بهر من شرح دهي


گفت ني ني هرگز
من براي اين کار
منطق و فلسفه و عقل و زبان کم دارم
قدرت شرح و بيان کم دارم
***

در پي عشق شدم
تا در آئينه ي او چهره ي مادر بينم
ديدم او مادر بود
ديدم او در دل عطر
ديدم او در تن گل
ديدم او در دم جانپرور مشکين نسيم
ديدم او در پرش نبض سحر
ديدم او درتپش قلب چمن
ديدم او لحظه ي روئيدن باغ
از دل سبزترين فصل بهار
لحظه ي پر زدن پروانه
در چمنزار دل انگيزترين زيبايي
بلکه او در همه ي زيبايي
بلکه او در همه ي عالم خوبي، همه ي رعنايي
همه جا پيدا بود
همه جا پيدا بود

 

منبع: تاجریان

ولادت پیامبر اکرم (ص) و هفته ی وحدت گرامی باد

گرامی باد هفته ی وحدت، كه درآن میثاق ها تحكیم می شود ، پبمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد ، دست ها وبازوها درهم قرار می گیرد ، چهره ها بر یكدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند ، قشرها همه باهمند ، امت، یكپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام، با هم و در كنار هم، در یك راه و به سوی یك هدف سرود وحدت می خوانند.

قبله ی مشترك، رسول مشترك، كتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهای این امت شهید است.

گرامی باد هفته وحدت، سالروز ولادت پبامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی مردم.

گرامی باد هفته ی وحدت، كه خنثی كننده ی توطئه های دشمنان، درمسیر تفرقه افكنی است.

گرامی باد هفته وحدت، كه هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است.

گرامی باد هفته وحدت كه ملت ما را منسجم تر می كند و امتمان را با رهبر خود پبوندی مجدد می زند،

گرامی باد این هفته كه بازوها را با هم گره زده ، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن متجاوز به كار می گیرد.

گرامی باد هفته وحدت ، كه پبام" رسالت" و ندای " امامت" رابه گوش متجاوز، به كار می گیرد.

هفته ی وحدت ، چتری مبارك ازایثار و فداكاری بر مردم است.

چشمه ساری از معرفت و شعور، در كام تشنه ی خلق خداست.

سایه ساری آرامش بخش ، دل انگیز و روح پرور برای هموطنان مسلمان ماست.

الهام بخش حركت و انسجام و اخلاص است.

زداینده ی كینه ها ، كدورت ها ، خودخواهی ها ، گروه گرائی ها ، تعصب ها ، ملیت پرستی ها ، فرقه بازی ها و تفرقه جوئی هاست.

هفته ی وحدت، ایام میثاق با خون شهیدان است.

هفته ی پبمان با راه اسلام و خط امام فقیدمان ، حضرت روح الله (ره ) است.

هفته ی درس آموزی از كلاس معلم بشریت ، حضرت ختمی مرتبت(ص) است كه به بركت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد ، شرك ها به توحید مبدل گشت ، عبادت خدا جای اطاعت از طاغوت ها را گرفت ، نفاق ها به یكرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین ساله، به " اخوت اسلامی" تبدیل شد ، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر گردیدند.

دراین هفته ، رسالتمدار بزرگ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) دیده به جهان گشود تا نعمت خدا، بربندگان تكمیل شود ، راه از چاه باز شناخته گردد و مردم در سایه نبوتش ، از ضلالت به هدایت ، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.

اكنون نیز، كه هزار و چهارصد و اندی از آن تاریخ می گذرد ، ملت ما ، در سالگرد این میلاد مقدس، پرشكوهترین مراسم ، گرم ترین مجالس و باصفا ترین تجمعات را به پا می دارند تا روح اخوت اسلامی درپبكره ی اجتماع ، بیش از پیش زنده شود.

منبع : تبیان

دهه فجر انقلاب اسلامی گرامی باد / امام آمد و شوكت دروغین و جبروت پوچ جباران را در هم شكست

ایران، ویران بود و ایرانی، دربند. «اسارت»، آزاد بود و «آزادی» اسیر!...

امّا... امام آمد و آزادی آورد و آزادی را از اسارت، نجات داد و به اسلام آبرو و به مسلمانان، اعتبار بخشید، و به اسكلتها، روح، و به اندیشهها، تابندگی، و به دلها، شهامت، وبه دیدهها، بصیرت، وبه زندگی ها، جهت داد.
دیو را بیرون كردیم، تا فرشته در آمد.
شب را پشت سرگذاشتیم، تا «ولادت روز» را شاهد گشتیم.
امام آمد و پاكی پیامبران و ایمان امامان را به یاد آورد،
امام آمد و فتح مكه را در خاطرهها زنده كرد، و اعجاز احیاگر عیسای مسیح را،
امام آمد، و مرگ فرعون را آورد، و سقوط ستم را، و شكست شب شوم بیداد را، و«ائتلاف امّت» را، و «وحدت كلمه» را، و یوم اللههای مكرر تاریخمان را. امام آمد و چراغ بادیه ظلمت شد، و خلیل حادثه ایمان.
امام آمد، و شوكت دروغین و جبروت پوك وپوچ جباران را در هم شكست و همه جای ایرانمان را طراوت و سر سبزی ایمان بخشید.
امامآمد، و لالههای سرخ شهادت را آبیاری كرد، و با آمدنش، ویرانههایمان آباد شد، و جهاد زندگی ساز «سازندگی» معجزه كرد. كار، ارزش یافت، و كارگر، مقدس شد و ساختن، عبادت گشت و عبادت، بعد سیاسی یافت. خانههایمان، سنگر شد و كلاسهایمان، جبهه، و قلمهایمان، سلاح، و بذرهایمان باروت، و كارخانههامان معبد، و سنگرهایمان محراب. سواد آموزی‌مان «نهضت» شد و شهادتهایمان،بنیاد.
ملتّمان بسیج گشتند، و پیرانمان، «چریك»، شدند، جوانانمان، پاسدار، عشایرمان، «مسلح»، و كردهای مسلمانمان، «پیشمرگ». هر روزمان «عاشورا» شد، و جای جای وطن سرخ و خونینمان، همچون سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، بستان، دزفول، سومار، میمك، و... «كربلا» گشت.
اسلام عزیز شد و مسلمان سر بلند، قرآن حاكم شد و طاغوت، فراری، صفها متحد و مشتها گره خورده و تكبیرها بلند.

 

منبع : آفتاب / اندیشه قم

پیشکش به همه ی شهدای جهاد علمی کشور / از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک ؟!

سهم تو از بهار اگر غم شود چه باک!؟

چشمت اگر که چشمه ی شبنم شود چه باک!؟

ای خاک! ریشه‌های تو با خون عجین شده‌ست
سهمت اگر که خون دمادم شود چه باک!؟

از تو هزار سیل خروشان گذشته است
حالا اگر که بارش نم نم شود چه باک!؟

دست تبر و رسید و درختی بریده شد
از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک!؟

با مستی شراب نه! با تلخی‌اش خوشم
پیمانه‌ها تمام اگر سم شود چه باک!؟

شهری که گوشه گوشه آن مجلس عزاست
یکسر اگر که خیمه ماتم شود چه باک!؟

تقویم عشق، دم به دم اش وقت روضه است
هر روز اگر که وقف محرم شود چه باک!؟

شاعر: سیدمحمدمهدی شفیعی

منبع: برنا

شهید مفتح / مظهر وحدت حوزه و دانشگاه

شهید آیت الله دکتر محمد مفتح از جمله روحانیون روشنفکر و روشنگری بود که نقش مهمی در نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی ایفا نمود. ایشان، همچنین قدم های موثری در راه ایجاد وحدت بین حوزه های علمیه و دانشگاه و دوقشر روحانی و دانشگاهی برداشت.

ایشان که از اعضای اولیه شورای انقلاب هم بود در روز 27 آذر 1358 در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی تروریست ها به شهادت می رسد و این روز به پاس تلاش های آن بزرگوار روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است. این مقاله به زندگی و فعالیت های ایشان می پردازد.

ادامه نوشته

حسين (ع)، وارث آدم

آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي‌اند:

چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از دردسر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب‌ها و زاويه خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن‌جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنای اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد. اگر او نباشد، همه چيز بي‌معناست و مي‌بينيم كه هست.

و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.

 

 

دکتر علی شریعتی

منبع : سایت عصرعاشورا

ای محرم ...

تو آن خشم خونین خلق خدایى که از حنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد،

تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى که در کربلا نیمروزى به یکباره ترکید،

تو خون دل و دیده روزگارى که با خنجر کینه توز ستم، بر زمین ریخت

تو خون خدایى که با خاک آمیخت

تو شبرنگ سرخى، که در سالهاى سیاهى درخشید.

الا ... اى محرم!

تو خشم گره خورده ساليانى،

تو آتشفشانى،

تو بر ظلم دشمن گواهى

تو بر شور ايمان پاكان نشانى

تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره، تو هفتاد رمز حياتى

تو پيغام فرياد سرخ زمانى،

تو موجى ز درياى عصيان و خشمى كه افتان و خيزان رسيده است‏ بر ساحل روزگاران

الا .. . اى محرم!


تو فجرى، تو نصرى، تويى «ليله القدر» مردم

تو رعدى ، تو برقى، تو طوفان طفى، تويى غرش تندر كوهساران!


الا ... اى محرم!

تو ياد آور عشق و خون و حماسه

تو دانشگه بى نظير جهاد و شهادت

تويى مظهر «ثار» و «ايثار» ياران

الا ... اى محرم!


به هنگام و هنگامه هجرت كاروان شهيدان

تو آن راهبان روانبخش و مهمان‏ نوازى كه در پاى رهپوى آزادگان لاله ی ارغوان مى‏فشانى


الا ... اى محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان كه همواره بر ضد بيداد، قامت كشيدند و در صفحه سرخ تاريخ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند تو آن آشناى كهن ياد و دشمن ‏ستيزى كه همواره در يادشانى


الا .. . اى محرم!

تو آن كيمياى دگرگونه‏ سازى كه مرگ حيات آفرين را به نام «شهادت‏» به اكسير عشقى كه در التهاب سر انگشت‏ سحرآفرينت نهفته است، چو شهدى مصفا و شيرين به كام پذيرندگان مى‏چشانى!


منبع : خبر آنلاین

به مناسبت ولادت دکتر شريعتي

شريعتي، در هزارتوي دنياي مجازي، هفتاد و هفت، هشت سال پس از تولدش، راه غريبي را مي‌پيمايد؛ همان راهي كه خيام در لابيرنت تاريخ پيمود: تبديل يك چهره به يك بهانه، يك نماد و فاصله گرفتن از يك تاريخيت اوليه. خيام نماد يا بهانه‌اي براي همه دل‌هاي پرترديد و كافركيش و نوميد از جاودانگي مي‌شود تا از خلال نام او تنهايي‌ها و سرگشتگي‌هايشان را به گوش‌ها برسانند و با نسبت دادن همه پرسش‌ها و ترديدهايشان به او، يك فرهنگ مخفي موازي را در كنار فرهنگ مسلط بشناسانند؛ امكاني براي تجربه جور ديگري بودن، ديدن. هماني كه «خياميات» نام گرفته است.

همين اتفاق دارد براي شريعتي مي‌افتد. مدت‌ها‌ست و اين آخري‌ها با شتاب بيشتري. جملات بسياري به نام شريعتي دست به دست مي‌چرخد. در صدها فيس‌بوك و ده‌ها وبلاگ و هزاران گوشي موبايل و... جملاتي بي‌ارجاع و بي‌آدرس و نشاني؛ جملاتي كه فقط شباهت به يك حال و هوا دارند؛ شباهت به نوعي نثر، نوعي نگاه، يك موقعيت. هر كس هرچه دل تنگش مي‌خواهد به او نسبت مي‌دهد و اين دلتنگي‌ها غالبا از جنس عشق است و دين و سياست و... عبور از خطوط ممنوع: از جنس ناسزا به روزگار باشد يا قدرت، عشق ممنوع يا ممكن، مضامين مشترك و مكرر اين جملات سرگردان در جهان مجازي است. نوعي فرصت يا بهانه براي عاشقي يا دينداري؛ فرصتي كه به كمك يك جمله، يك تلنگر يا يك تذكر ايده‌ها را از دايره محدود بحث نظري خارج كرده و به كوچه و خيابان مي‌فرستد و اسباب آزادي و بقاي خود را فراهم مي‌سازد.

جملاتي گاه زيباتر از آنچه شريعتي گفته و گاه بي‌كيفيت‌تر. در بسياري اوقات يك رومانتيسم رقيق آنها را تشخص مي‌دهد. ديگر نمي‌شود جمع و جورش كرد. در آغاز مي‌شد تكذيب كرد. رفرنس خواست، با يكي، دو تا اطلاعيه موضوع را فاش کند يا حتي اميدوار شد به گرفتن وكيل! امروز اما ديگر ماجرا از كنترل تحقيق علمي و كنترل حقوقي خارج است. اين بار يك‌سري مضامين است كه دست به دست مي‌چرخد. مضامين را نمي‌شود تكذيب كرد، درد دل‌ها يا به تعبير امروزي، دلنوشته‌ها را نمي‌شود به دادگاه فرستاد و جريمه كرد. راه‌هاي خودش را دارد براي نشستن بر دل‌ها و با دل‌ها نمي‌شود درافتاد.

اينكه چه كيفيتي در نگاه، زندگي و شخصيت اين متفكر چنين امكاني را فراهم ساخته، چرا مي‌نويسند و به گردن او مي‌اندازند، چه نوع كلامي را بر عهده او مي‌گذارند، چرا كلام منتسب به او مقبولیت بيشتري پيدا مي‌كند، مورد قبول واقع مي‌شود، چرخ مي‌خورد و راهش را باز مي‌كند، چرا شايعه از خود واقعيت قدرتمند‌تر عمل مي‌كند و... سوالاتي‌اند كه ديگر بايد اهالي علوم اجتماعي پاسخ گويند. آنچه مسلم است وجود نوعي استعداد در زندگي و آثار شريعتي است براي زيستي آزاد و سيال. تولد، تولد، تولدش مبارك!

 

نویسنده : سوسن شريعتي

منبع : روزنامه ی شرق

لبخند بزن امام

برخاست و رسالتش را تکمیل کرد؛ می‏دانست باغ فردا را چه گل‏هایی روشن می‏کند. غمگین علف‏های هرزه بود؛ و سرمست از عطر گل‏هایی که در راه بودند.

" آهای، مردم! این، آخرین ودیعتی است که عشق بر شانه‏ های خسته ولی صبور من گذاشته؛ مژده می‏دهم شما را به پیوند خدا و ملکوت با زمین، به پیوند بی‏ وقفه نور و رنگین کمان، به بارانی که ریشه در خاک دارد و آسمان به شستن سر و روی خودش با آن، مباهات می‏کند ".

خورشید نورش را از چشم‏های صبور این مرد می‏گیرد. ستاره ‏ها تلالؤ آسمانی خنده ‏های او هستند. هر چند این مرد غمگین کم می‏خندد؛ اما باور کنید وقتی بخندد، دنیا را بهاری می‏کند!

بخند علی!

تو می‏دانی که امید تمام پیامبران قبل از منی.

تو معنی دهنده تمام گریه‏ های شبانه ی نوحی.

تو هیبت موسی داری.

تو نفس عیسی داری.

تو از خون ابراهیمی، از تبار اسماعیل، از سلاله ی عشق.

تو محمدی!

تو، من هستی و من، توام؛ در آیینه وحدت ازلی.

تو ادامه همه دلتنگی‏های من و حرا هستی.

بخند علی و دستی را که بالا می‏برم، ایستاده نگه دار! تا تاریخ زیر سایه آن بخندد، تا فردا از سر انگشت‏های تو اجازه ورود بگیرد، تا عشق حق داشته باشد و از این همه باران بی ‏وقفه ‏ای که بر این دل‏های خسته باریدیم، بگوید.

حالا رنگین کمان چشم‏ های تو معنای همه باران‏هاست.

حالا منم و دست‏های تو و تویی دست نیاز این خاک مشتاق.

آن سوتر از برکه، در صحرا غلغله برپاست. شادباش گویان از راه می‏رسند؛ اما کائنات به تهنیت مردی می‏ آید که صبوری سال‏های سخت فردا از چشم‏هایش هویداست و به همه دشنه‏ هایی که در راهند با لبخندی به وسعت این کویر می‏نگرد...بگذار سکوت علی پایانی باشد بر همه زخم‏ های تاریخ؛ اما فریاد آسمان از همین دقایق جاری برمی‏ خیزد. لبخند بزن علی!

عید لبخند است، هر چند دلت اندوه کوه‏ ها را بکشد ...

 

رسول خدا (ص) فرمودند : ولایت علی بن ابیطالب ولایت خداست ، دوست داشتن او عبادت خداست ، پیروی کردن او واجب الهی است.

 


منبع : تبیان

جشن رهایی

«ابراهیم گفت: من به سوی پروردگارم رهسپارم، او مرا راهنمایی خواهد کرد. ای پروردگار من، مرا فرزندی صالح عطا کن. پس او را به پسری بردبار مژده دادیم. و وقتی به حدّ سعی و تلاش با پدرش رسید ابراهیم به او گفت: ای پسرک من! من در خواب دیده‌ام که تو را ذبح می‌کنم. بنگر که چه می‌اندیشی؟ گفت: ای پدر، به هر چه مأمور شده‌ای عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت. پس وقتی هر دو تسلیم شدند و همدیگر را بدرود گفتند پسر را به پیشانی بر خاک افکند. او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رؤیای خود را حقیقت بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. راستی که این همان آزمایش آشکار بود. و او را در برابر قربانی بزرگی باز رهانیدیم. و در میان آیندگان نام نیک برای او بازگذاشتیم. درود بر ابراهیم! نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. در حقیقت، او از بندگان با ایمان ما بود.» (صافات / 99-111)

عشق، آتش را گلستـان کرد

عشق، پسر را به قربـــــانگاه برد

عشق، مرگ به دست پـــدر را پذیرفت

عشق، به جای او گوسفندی را به تیغ سپرد

عشق، ابراهیم را بنده و خدا را آفریننده ساخت

و عشق خشنودی عاشق و معشوق را در برداشت

 

 

عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی، عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی مبارک باد.

 

منبع : تبیان

حماسه ی تاریخی دانشجویان ...

دانشجویان مسلمان و مبارزی که لانه جاسوسی را اشغال کرده اند با عمل انقلابی خودشان ضربه ای بزرگ بر پیکر امریکای جهان خوار وارد نمودند و ملت را سرافراز کردند...

در این‌ هیاهویی‌ كه‌ شیطان‌ بزرگ‌ فریاد می‌زند و شیاطین‌ را دور خودش‌ جمع‌می‌كند، برای‌ این‌ است‌ كه‌ دستش‌ كوتاه‌ شده‌ است‌. دستش‌ از ذخایر ما، از منافعی‌كه‌ در اینجا داشت‌ كوتاه‌ شده‌ و ترس‌ این‌ را دارد كه‌، دیگر تا آخر این‌ كوتاهی‌ ادامه‌ داشته‌ باشد، از این‌ جهت‌ توطئه‌ می‌كند ...

مرکز توطئه و جاسوسى به اسم «سفارت امریکا» و اشخاصى که در آن بر ضد نهضت اسلامى ما توطئه نموده ‏اند، از احترام سیاسى بین المللى برخوردار نیستند.

تهدیدات و تبلیغات دامنه‏ دار دولت امریکا به قدر پشیزى نزد ملت ما ارزش ندارد. نه تهدید نظامىِ او عاقلانه است و نه تهدید اقتصادى او واجد اهمیت ...

آنها خیال نکنند که ما هم همین طور نشسته ایم گوش می‏کنیم که هر غلطى اینها می‏خواهند بکنند. نخیر، اینطور نیست...

(بخش هایی از سخنان امام خمینی (ره) به مناسبت تسخیر سفارت آمریکا)

 

13  آبان روزی است که دانشجویان پیرو خط امام به سال ها دخالت های آشکار و پنهان آمریکا در ایران پایان داده و انقلاب دومی را رقم زدند.

این روز بزرگ را گرامی می داریم.